تبليغاتX
دیوان اشعار حاج سید فیاض عرب زاده زنجانی


دیوان اشعار حاج سید فیاض عرب زاده زنجانی
اشعارحاج سیدفیاض عرب زاده زنجانی
 

  در شهادت امام محمد باقر عليه السلام  

 

فلك امان ز تو و ظلم بي نهايت تو

ز بدو خلقت عالم هميشه عادت تو

به پيروان فرامين قادر متعال

هميشه بغض و حسد كينه و عداوت تو

به دستگيري نوباوگان شير خدا

به عاشقان شهادت بود جسارت تو

چرا به ال علي ظلم بي حساب نمودي

نشد به عترت طه دمي رعايت تو

به غاصبان حقوق علي و آل علي

رسيده در همه جا ياري و حمايت تو

به پيشگاه خدا مورد قبول نباشد

به جز رضايت آل علي ندامت تو

اسير دست هشام باقر العوم چرا

كجا بباد فنا رفته آن مروت تو

امام باقري مسموم ايديب بني مروان

گتوردي ناليه كون و مكان دنياني

وروبدي شيعه لرين قلبينه يارا اودني

گتوردي ناليه جنتده شخص طاهاني

يارا وروبدي علي قلبينه هشام لعين

بو ظلمه داغلادي قلب شريف زهراني

هامي وجودينه زهر جفا اثر ايلدي

ديزينده قالمادي طاقت بدنده امكاني

بالالارين باشي اوسته جمع ايلدي مولا

دهان درجني آچدي دانشدي طولاني

طريق حقه ايديب آشنا بالالاريني

بيوردي خلقه ديون حم متن قرآني

علوم غامضه ني امر حقيله ياردي

نجيكه حضرت موسي ياروبدي درياني

وصيت ايلدي بير قطعه ملك وقف ايلدي

بيوردي حفظ ايليون محور وصاياني

تمام عايديني صرف ايدين مجاليسده

بيان ايديب بيزه تاريخ مكه ميناني

بويوردي شيعه لرين مجمعينده مصرف ايدين

بو جمله ده اوزي كشف ايليب معماني

بويوردي آغليالار من شهيد مظلومه

منه ستم ايليب دشمنيم كماكاني

اوقدر ظلم ايليوبلر بيانيم عاجزدي

بلر كسيكه مورخدي هر قضاياني

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388   ساعت 19:18   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  میلاد امام رضا(ع)  

 

دوش در واقعه دیدم که تابان آمد

هاتف غیب ندا داد که جانان آمد

روشن از پرتو رویش شده یثرب امشب

ز پس پرده برون نیر تابان آمد

دودمان علوی گشت چراغان امروز

هشتمین اختر پر نور امامان آمد

کوکب برج ولایت ثمر باغ علی

ثامن و ضامن علی شاه خراسان آمد

مادرش نجمه ز دیدار رخش شاد و مسرور

که ز گلزار وجودش گل خندان آمد

زینت محفل موسی ثمر کاظم غیظ

به دبستان پدر شاد و خرامان آمد

تربیت یافته مکتب عرفان پدر

حافظ شرح نبی حافظ قرآن آمد

فیض بخش فقها منبع احسان و کرم

ابر رحمت به مثل فصل بهاران

او رضا بود، رضا بر همه امر قضا

وارث شیر خدا شافع عصیان آمد

علی موسی الرضا بوالحسن کنیه او

آری از نسل علی صاحب عنوان آمد

عالم آل محمد(ص) شرف اهل ولا

ملجا دل شدگان یار غریبان آمد

مرجع اهل یقین منبع فیض و برکات

صاحب جود و کرم منبع احسان آمد

نا امیدان به امیدی به درش می آیند

شاد شد هر که به این روضه رضوان آمد

برتر از عرش برآمد حرم شاه رضا

این مقام از طرف خالق سبحان آمد

گرد روب حرمش صبح مساخیل ملک

پادشاهان به درش زار و پریشان آمد

گسترش یافته خان کرمش بر همه کس

ای خوش آنان که سر سفره جانان آمد

دردمندان بفنایش سر خجلت در پیش

نادم از کرده خود گشته پشیمان آمد

روز شادیست عرب زاده بخوان شعر و سرود

شعر تو هدیه ز سلطان خراسان آمد

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388   ساعت 8:8   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  دعا در مجالس  

 

الهی کربوبلاده یاتانلار حرمتینه

حسین قانینه قانین قاتانلار حرمتینه

کنار نهریده قولسوز دوشن علمداره

مرام و مقصد حقه چاتانلار حرمتینه

وطندن آیری دوشن ایل قبیله دن آرالی

تمام اهلینی گوزدن آتانلار حرمتینه

باغشلا بزلری آل علی محبتینه

عزیز فاطمه نین چکدیگی مصیبتینه

جگرلری توکولن طشته مجتبایه باغشلا

سوسوز باشی کسیلن شاه کربلایه باغشلا

یارالی سینه سینه خشک اولان دوداقلارینا

اوقان دولان گوزونه ذبح اولان قفا یه باغشلا

الی باشیندا گلیب قانلی مقتلی دولانان

اورگی قانه دونن بنت مرتضایه باغشلا

اوخوردا نعشی قالان گونلرین قباقینده

حسن نشانه سینه ابن مجتبایه باغشلا

بوغازی تیر جفائیله اوخلانان بالایا

قماطی قانلی سوسوز خورداجا فدایه باغشلا

رضا قضایه ویریب طوسیده اولان مدفون

شهید زهر جفا حضرت رضایه باغشلا

اوزی قراردی عرب زاده نین خداوندا

شفیع روز جزا ختم انبیایه باغشلا

یا رب به حق مصطفی آن شافع روز جزا

یارب برسان دست مرا بر دامن آل عبا

یا رب به حق مرتضی مولای کل اتقیا

یا رب به حق مجتبی بگذر ز جرم این گدا

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388   ساعت 11:32   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا موسی بن جعفر ادرکنا  

 

گوشه زندان منُ تنها و زنجیر ستم

کند و زنجیر دائم مونس شبهای من

گفتگو دارم به زنجیریکه با من همره است

او شریک درد من او شاهد غم های من

با که گویم راز دل درها برویم بسته است

راز دار غربت من خالق یکتای من

گاه می گوید سخن زنجیر پشت گردنم

گاه می گرید به حالم کنده پاهای من

اشک های چشمهایم ریزد اندر صورتم

می زند موج از مصیبت در دل دریای من

چشم در راهند فرزندان من یاللعجب

سینه سوزان دل پریشان در پی جویای من

گاه می بینم رضا بنشسته اندر محفلم

گاه معصومه برآید لحظه رویای من

کاش می آمد رضا روزی بر این ویران سرا

کاش می دید این همه ظلم و ستم ز اعدای من

کاش می دید از مصیبتهای این زندان و زندانبان من

خم شده از ظلم اعداد قامت رعنای من

قطره ای بود از مصیبتهای من این جمله ها

ثبت به نموده عرب زاده غم دریای من

نوکر پیر وفادار است و مداح حسین

زینت افزای کتابش می شود و امضای من

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388   ساعت 12:27   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا موسی بن جعفر ادرکنا  

 

گوشه زندان منُ تنها و زنجیر ستم

کند و زنجیر دائم مونس شبهای من

گفتگو دارم به زنجیریکه با من همره است

او شریک درد من او شاهد غم های من

با که گویم راز دل درها برویم بسته است

راز دار غربت من خالق یکتای من

گاه می گوید سخن زنجیر پشت گردنم

گاه می گرید به حالم کنده پاهای من

اشک های چشمهایم ریزد اندر صورتم

می زند موج از مصیبت در دل دریای من

چشم در راهند فرزندان من یاللعجب

سینه سوزان دل پریشان در پی جویای من

گاه می بینم رضا بنشسته اندر محفلم

گاه معصومه برآید لحظه رویای من

کاش می آمد رضا روزی بر این ویران سرا

کاش می دید این همه ظلم و ستم ز اعدای من

کاش می دید از مصیبتهای این زندان و زندانبان من

خم شده از ظلم اعداد قامت رعنای من

قطره ای بود از مصیبتهای من این جمله ها

ثبت به نموده عرب زاده غم دریای من

نوکر پیر وفادار است و مداح حسین

زینت افزای کتابش می شود و امضای من

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388   ساعت 12:22   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  به مناسبت میلاد شاهزاده حضرت علی اکبر(ع)  

 

آفتاب عالم آرا شد برون از پشت ابر

مام گیتی را چنان لبریز شد ایام صبر

از فروغ روی زیبایش منور نه سپهر

شرمگین از نور پاک صورت او گشته مهر

درچنین روزی ز لیلا اکبری آمد پدید

اکبر خوش منظر و مه پیکری آمد پدید

در مدینه غرق شادی بیت آل مصطفی(ص)

از قدوم پاک او خرسند شاه کربلا

روی او گیسوی او چشمان او ابروی او

چون امیرالمومنین باشد قد دلجوی او

خَلقا خُلقا" شبیه جد محمود خود

بنده فرمانبر و هم تابع معبود بود

علم و حلم و معرفت را برده ارثی از پدر

عبد پاک ایزدی مثل علی در سجده سر

در مقام بندگی او بنده زیبنده بود

در عبادت سر به سجده بنده پاینده بود

او دبیر اهل عرفان او مدیر عارفان

عالم احکام قرآن مقتدای سالکان

بردبار و خوش خصال و خوش مقال و کاردان

او جوان بی نظیر و با صلابت مهربان

با جمال و با کمال و با ادب در بزم یار

چون علی بن الحسین در سجده ها دل بی قرار

کنیه اش را بوالحسن گویند ابنای عرب

او جوانی بود اندر مکتب علم وادب

شهد می ریزد دم گفتن لب و گفتار او

اهل یثرب شاد و خرم دلخوش از رفتار او

یاور مستضعفین و دردمندان را طبیب

دستگیر مستمندان بود و همراه غریب

او پناه بی پناهان یاور مظلوم بود

او انیس دردهای مردم محروم بود

در دل شب راز دل بار از دار خویش داشت

وندران شب ها به دل صدها غم و تشویش داشت

او مطیع امر حق بود و ملک او را مطاع

می شدند از فیض پربارش یتیمان انتقاع

میوه باغ پیمبر بود و گوهر از علی

صورت زیبای او خورشید بود و منجلی

در جهان باب شفا روز جزا باشد شفیع

در مقام بندگی باشد مقامش بس رفیع

او علی اکبر لقب عبد خدای اکبر است

پاره قلب حسین است و عزیز حیدر است

در مصاف خصم خود درج دهان را باز کرد

با متانت حرف حق با ناکسان آغاز کرد

گفت من فرزند حیدر را یگانه گوهرم

طاقت قلب حسینم شاهزاده اکبرم

آمدم تا دین حق را بر شما اجرا کنم

قلبهای مرده را با نطق خود احیا کنم

پیرو دین خدایم ناطق قرآن منم

یاور دین محمد(ص) منجی ایمان منم

این حسین فرزند زهرا مرجع اهل یقین

با شما جنگی ندارد ای گروه مشرکین

حجت حق است بر مردم بترسید از خدا

روز محشر چه جوابی ای گروه اشقیاء

با کلام دلنشینی قلب ها را رام کرد

جنب و جوش فرقه کفار را آرام کرد

روز میلاد است عرب زاده تو هم دلشاد باش

غم مخور در سایه لطف خدا آزاد باش

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388   ساعت 12:58   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تولد حضرت امام زین العابدین(ع)  

 

بهار آمد بهار آمد بهار دلنشین آمد

گل آمد بلبل آمد باغبان مه جبین آمد

گذشته موسم دی رفت دیگر سرد و سرمایش

بهار آمد گل آمد بوی عطر و عنبرین آمد

سروده هاتف غیبی به گوشم این ندا ناگه

بپا شو تا به کی غفلت امام چارمین آمد

طبیب دردمندان نونهال گلشن توحید

شهنشاه ملک دربان امام ساجدین آمد

ستوده عبد درگاه خدای قادر منان

ضیاء دیده زهرا علی بن الحسین آمد

چراغ محفل ایمان مدیر مکتب عرفان

عزیز درگه یزدان امام متقین آمد

خدا را حجت بر حق امام عادل مطلق

زنور او بود مشتق حسین را نور عین آمد

چو جدش مرتضی عابد مثال مصطفی(ص)قائد

زکی و ازهد و زاهد امام صالحین آمد

بود او مفخر ایران ولی خالق سبحان

امید جمله محرومان امان آمد امین آمد

امید درمندان اوست پناه بی پناهان اوست

صفای هر گلستان اوست زعیم مخلصین آمد

قدم بنهاده در عالم وصی حضرت خاتم

امیر اعظم و اکرم امام مسلمین آمد

شبیه مرتضی آمد رضا بر هر قضا آمد

بهر دردی دوا آمد طبیب بی قرین آمد

ز دریا لولو مرجان به امر حضرت یزدان

ز دامان شه نسوان نگر در ثمین آمد

شبیه مرتضی رویش بود آن روی نیکویش

ملائک بر سر کویش یسار آمد یمین آمد

سرور سینه مادر گل خوشبوی پیغمبر

پس از مولا حسین رهبر امید اهل دین آمد

به روز پنجم شعبان چو خورشیدی شده تابان

صفای محفل قرآن قتیل مشرکین آمد

مدینه نور باران شد ملائک شاد و خندان شد

چراغ راه ایمان شد شه ملک یقین آمد

عرب زاده فدای او به درگاهش گدای او

همی گوید ثنای او به گلشن خوشه چین آمد

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388   ساعت 22:40   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا ابوالفضل(ع)  

 

هر کس بزند دست به دامان ابوالفضل

هر لحظه رود در پی فرمان ابوالفضل

روزی که از این دار فنا رخت سفر بست

مهمان ابوالفضل بود جان ابوالفضل

ای آنکه رخت چو ماه تابان

خورشید جمال تو درخشان

ای منشی دفتر امامت

دریای وفا و استقامت

ای وارث جرئت و شهادت

فرمانده یاوران قرآن

ای وارث پاک اسم اعظم

فرزند علی امام عالم

در وصف تو هر لسان ابکم

وی عبد مطیع حی سبحان

ای پیرو رهبر طریقت

وی ضغیم بیشه شجاعت

ای حامل پرچم ولایت

ای منجی اهل فضل و عرفان

ای عبد مطیع حی داور

در سجده به حق مثال حیدر

در جنگ عدو علی مصور

پوینده راه نیک مردان

ای باب نجات مستمندان

داروی درون دردمندان

سقای حرم امید طفلان

در وصف تو ابکم است انسان

تو شاهد ساحل فراتی

آب از تو خجل تو چشمه حیاتی

تو عقده گشائی و تو خود باب نجاتی

بر درگه تو آمده افواج گدایان

جان در ره حق فدا نمودی

الحق به حسین وفا نمودی

دینی به خدا ادا نمودی

 ای نور ابد چراغ ایمان

احسن به وفای تو ابوالفضل

آن صدق و صفای تو ابوالفضل

آن نفس و سخای تو ابوالفضل

دریای سخائی و تو ای منبع احسان

دستی که فتادست زتن بر لب دریا

او یاور دین است سرور همه دلها

فرزند برومند علی در صف هیجا

فرمانده نیروی حسین زاده زهرا

رو کرده عرب زاده به درگاه تو مولا

دستش ز کرم گیر توئی صاحب احسان

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

لینک ثابت | نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388   ساعت 22:18   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تولد و تمجید حضرت ابوالفضل (ع)  

 

آفتاب عالم آرا از افق رو کرد عیان

روشن از نور جمالش شد زمین و آسمان

کیست این خورشید تابان چهره برافروخته

عاشقان درگهش چشمی به راهش دوخته

رو به درگاهش پریشان خاطر و دلباخته

تا ز نور پرفروغ او همه گیرند توان

مشتق از نور ولایت زاده ام البنین

یعنی عباس علی فرزند میر مومنین

در چنین روزی به دنیا زد قدم آن نازنین

شد مدینه روشن از نور جمالش این زمان

بارک الله بر چنین مولود با آن نسبتش

شیر حق او را پدر باشد بنازم شهرتش

آفرین بر شیر مادر مرحبا بر همتش

روزگاری بود بر اسلام و قرآن پاسبان

تشنگان درگهش بر سوی دریا می روند

بر در دولت سرای شیر هیجا می روند

با امیدی بر فنای تشنه سقا می روند

دردمندان را دوا و منجی درماندگان

حاجت درماندگان از او رواست

 زاده مشکل گشای مرتضاست

اندر آن دشت بلا صاحب لواست

چونکه پیمان بسته با شاه جهان

او بود شیر خدا مولا علی را یادگار

او بود فرمانده و رزم آور و والاتبار

مرد میدان شجاعت در جهاد و کارزار

محرم اسرار سلطان سرافراز جهان

او بود سرلشگر سلطان دین در کربلا

او حماسه آفرین اندر صفوف اشقیا

در رکاب زاده زهرا حسین با وفا

جان فدای رهبر دین سرور آزادگان

مشگ بر دوش و علم در دست شیر کردگار

زاده ام البنین شیر خدا را یادگار

با سرافرازی به میدان بلا شد با وقار

لرزه بر جان عدو انداخت جون آتش فشان

از ته دل نعره الله اکبر بر کشید

گله نخجیر ترسان این صداها را شنید

رنگ از روی سپاه دشمنان دین پرید

در سیه چال درون سینه ها دل ها طپید

قامت دلجوی او را لشگر شیطان چو دید

پرچم نصر من الله بر فراز آسمان

لرزه بر جان عدو افتاد از گفتار او

انتظامات قشون در هم شد از پیکار او

قالب بی روح شد یک عده از دیدار او

تیره شد عالم به چشم کوفیان بی امان

داخل آب فرات آن زاده شیر خدا

بهر طفلان حسین پر کرد آب آن با وفا

آب را بر خیمه ها برد آن عزیز مرتضی

عترت طاها برون از خیمه ها با دختران

دست عباس علی را بوسه می زد دختران

بازوانش را همی بوسید جمع خواهران

خاک پایش بوسه می زد آن برادر مردگان

ختم کن دیگر عرب زاده بس است این داستان

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388   ساعت 15:17   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  

 

حسین آمد حسین آمد شفیع المذنبین آمد

سرور سینه زهرا امام سومین آمد

شهی کو زینت عرش خدا گردیده قنداقش

ملائک صف به صف بهر زیارت بود مشتاقش

نهاده بر درش فطرس سری از بهر درمانش

به درگاه ملک خادم به پابوس حسین آمد

چو جدش مصطفی زینت فزای عرش یزدان شد

امین وحی جبرائیل و را گهواره جنبان شد

ز یمن مقدمش فطرس پریشان بود و خندان شد

حسین آمد حسین آمد شفیع المذنبین آمد

بهین فرزند زهرا نو گل باغ رسول الله

ضیاء دیده احمد(ص) توان قلب باب الله

حسین هر درد را درمان نجات مردم گمراه

حسین محبوب دین آمد شفیع المذنبین آمد

عرب زاده ثنا گوید به درد خود دوا جوید

غبار غم ز دل شوید که عید مسلمین آمد

در آل علی پوید ز دل عطر حسین بوید

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388   ساعت 22:34   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  

 

امشب ز لطف ایزدی دنیا منور منور می شود

شاد از رخ زیبای او زهرای اطهر می شود

امشب کنار فاطمه سارا و مریم خادمه

لعیا جلوتر از همه مولود را یاور شود

امشب برآید از سما بر گوش عالم این ندا

مولود پاک و مه لقا کو وارث حیدر شود

امشب ز برج زهره زهرا فرود آید قمر

شادی به قلب شیعیان بر دشمنان آذر شود

امشب بر آید جبرئیل از سوی خلاق جلیل

آب آورد از سلسبیل تا شستشوی سر شود

امشب مدینه روشن است از نور رخسار حسین

فردا میان عاشقان او بهتر و مهتر شود

ریزد ملک آب روان بر پیکر شاه جهان

پاکیزه از لوث زمان مامون آن پیکر شود

بگرفته او را مصطفی آن شافع روز جزا

کرده تمنا از خدا کو بر جهان محور شود

فرموده ختم انبیاء آن اهل کسا

بادا وصیت بر شما فرمان پیغمبر شود

قرآن و اهل بیت ما این هر دو در روز جزا

از هم نمی گردد جدا تا وارد کوثر شود

آن فطرس پر سوخته اعضا و شه پر سوخته

آید به دیدار حسین تا صاحب شه پر شود

گیرد به درد خود شفا از خامس آل عبا

سر بر نهاده بر درش عبد و نمک پرور شود

بسته کمر بر خدمتش گوید سخن در مدحتش

صد آفرین بر همتش امر بر داور شود

دنیا همه مفتون او دین خدا مرهون او

دل ها همه مجنون او او از همه دلبر شود

آباد از او اسلام ما از نام او شد نام ما

بی روی او ایام ما ایام بی منظر شود

دنیا شده حیران او دل ها شده بستان او

از غنچه خندان او گل ها معطر می شود

یا رب به حق مصطفی(ص) آن عبد محبوب خدا

بگذر ز جرم این گدا مگذار خاکستر شود

گوید عرب زاده ثنا بر خامس آل عبا

منماز دامانش جدا دست و را مضطرشود

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388   ساعت 22:34   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  میلاد حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام  

 

خرم ای دل که ز نو عطر ریاحین آمد

یعنی از گلشن دین دسته نسرین آمد

غم به خود راه مده سوم شعبان رسید

یعنی از کتم عدم زاده یاسین آمد

حامی دین مبین قلب رسول الثقلین

بنده پاک خدا زاده والتین آمد

منجی کشتی دین یعنی حسین ابن علی

صاحب پرچم و فرمانده آئین آمد

جبرئیل از طرف خالق یکتا به زمین

بهر تبریک بر آن ختم نبیین آمد

بعد از آن فوج ملائک به سر شوق همه

پی دیدار رخ نیر پروین آمد

دید فطرس ز ملائک که چنین شادی را

به امیدی به در شاه شهیدین آمد

عرض کرد ای ثمر باغ ولایت نظری

به درت فطرس پر سوخته مسکین آمد

یا حسین ای شرف اهل ولا نور خدا

شاد شد هر که به درگاه تو غمگین آمد

آه از آن دم که فتد پیکر خونین به زمین

قاتلت بر سر بالین تو ننگین امد

منتظر بود همه عترت طه به خیام

ذوالجناحت شده با خون تو رنگین آمد

چو گدایان به درت آمده ام بهر صله

در برویم بگشا سائل و مسکین آمد

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388   ساعت 14:59   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  مبعث حضرت محمد(ص)  

 

در حرا آن احمد محمود بود

سر به سجده محضر معبود بود

با دل پاک آن حبیب پاک باز

با خدای خویش در راز و نیاز بود

روز و شب بهر ستایش در نماز

روی بر خاک آن امین دل نواز

در تعجب از مرامش خاکیان

در تحیر جمله افلاکیان

مات و مبهوت از کمالش عرشیان

محو انوار جمالش عرشیان

فیض بر از محضرش جن و ملک

عاشق دیدار رویش نه فلک

جمله ذرات زمین و آسمان

عالی و دانی قوی و ناتوان

عرش و فرش و کرسی و لوح و قلم

بهره ور از محضر باب کرم

الغرض آوای قرآن را شنید

داد بر پیغمبر امی نوید

جبرئیل آمد به امر کردگار

محضر پیغمبر والا تبار

گفت یا احمد به خوان ای مقتدا

گفت خاندن می دانم یا اخی

آن معلم گفت اقرا باسم رب

برد فرمان خدا شاه عرب

لب چو غنچه بهر خاندن باز کرد

گفت بسم الله سخن آغاز کرد

بود امی ان رسول پاکزاد

شد خدا استاد او را درس داد

وه چه استادی چه شاگردی چه درس

جز خدا درسی نداده هیچکس

یاد داد استاد او را از هر دری

باز می شد از دری دیگری دری

نی به مکتب رفت و نی استاد دید

سینه را از علم حق آباد دید

بهر تحمید خدا ان مصطفی(ص)

سر به خاک بندگی زد مجتبی

گفت جبرئیل آن امین کردگار

دین حق شد از وجودت استوار

گفت یا احمد توئی خلق عظیم

پایداری در صراط مستقیم

اینکه مامورم ز سوی داورت

تا نهم تاج رسالت بر سرت

تو سفیر حضرت یزدان شدی

حامل برنامه قرآن شدی

بارک الله فیک ای مرد خدا

آفرین بر این امانت احمدا

احمدا باشد تو را یار و معین

ابن عم تو امیرالمومنین

بعد تو اسلام را یاور علی است

این نظام حق را محور علی است

حامی حق قاضی مسند نشین

مجری احکام هم داور علی است

بعد تو از بهر دین یا مصطفی(ص)

حجت حق بر همه رهبر علی است

پرچم فتح و ظفر در دست اوست

شاه مردان قالع خیبر علی است

شافع روز جزا ز امر خدا

روز محشر ساقی کوثر علی است

یاور درماندگان و قاصم مستکبران

مرد میدان شجاعت بر همه سرور علی است

آنکه از بهر یتیمان می برد نان و غذا

در دل شب همدم طفلان بی یاور علی است

راکع و ساجد امیرالمومنین شب زنده دار

دل پریشان دیده گریان محضر داور علی است

هم وزیر و هم وصی جانشین بعد تو

از لیاقت محرم اسرار پیغمبر علی است

جز علی همسر برای فاطمه شایسته نیست

فی الحقیقت زوج او را شافع محشر علی است

دامن مولا علی برگیر در وقت رحیل

تو عرب زاده بدان روز جزا داور علی است

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388   ساعت 17:8   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در مکتب پیامبر اسلام (ص)  

 

ما را ز ازل دیانت آموخته اند

از دین خدا حمایت آموختنه اند

در مکتب قرآن که سراپا نور است

علم ادب سماحت آموخته اند

نازل شده قرآن به رسول خاتم(ص)

بر امت خود شریعت آموخته اند

در یوم غدیر هم به فرمان خدا

بر امت خود ولایت آموخته اند

علمی ز خدا به سینه اش کرده نزول

با علم خدا هدایت آموخته اند

او سید انبیاء و مرسلین است

بر امت خود شرافت آموخته اند

از بهر دفاع از حقیقت

 آمادگی استقامت آموخته اند

در راه شرف ستم کشیده

بر امت خود شهامت آموخته اند

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388   ساعت 17:10   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا اباصالح المهدی(عج)  

 

چون شمع به سوخت پیکرم اندر فراق تو

رحمی به حال سوخته ناتوان بنما

ای آشنای سوختگان دیار عشق

روزی نظر به جانب دلدلدگان نما

ای صبح صادق از افق غیب بازتاب

روشن ز نور مقدم خود این جهان نما

دلهای عاشقان ز فراق تو ای طبیب

خون شد طبابت دل بیچاره گان نما

تیری بزن به سینه بیگانگان ز حق

لطفی به حال شیعه آن خاندان نما

ای باغبان ملک ولایت نظر براین

افسرده غنچه ها و گل و گلستان نما

تا کی برای دیدن سر و رسای تو

در انتظار، صورت زیبا عیان نما

یا رب آبروی امیر عرب علی

لطفی به حال حضرت صاحب زمان(عج) نما

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388   ساعت 22:37   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در مصیبت حضرت زینب سلام الله علیها  

 

زینب شوریده دل در دل نوا دارد هنوز

آرزوی دین کربوبلا دارد هنوز

در دیار شام در دل خاطرات کربلا

چشم در راه برادر بارها دارد هنوز

گه به یاد قتلگاه پیکر پاک حسین

اشگ حسرت در کنار دیده ها دارد هنوز

گه به یاد آتش ظلم یزید کینه جو

در مراز خویش آه و ناله ها دارد هنوز

گه به یاد مادران داغدیده چون رباب

دیده های پر زاشک پر بها دارد هنوز

گه به یاد پیکران پرپر از شمشیر کین

در میان خاک خون افتاده ها دارد هنوز

گه به یاد ساقی لب تشنگان دشت عشق

یعنی عباس علی مشگل گشا دارد هنوز

گر بپرسی از غم طفلان خرد و بی پناه

خاطرات تلخ در دل غصه ها دارد هنوز

تو عرب زاده نمی دانی چه محنتها کشید

زینب غمدیده غم بی انتها دارد هنوز

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388   ساعت 19:34   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در حالات حضرت زینب سلام الله علیها  

 

شاه دخت علوی دختر زهرا زینب

طاقت قلب پدر مونس دلها زینب

بانوی عالمه و عاقله دریای کمال

پرورش یافته مکتب طاها زینب

دیده بگشود بر این عرصه بی رنگ و صفا

زد رقم دست قضا همدم غم ها زینب

خون شد از گردش ایام دل خسته او

به قضا داده رضا حضرت علیا زینب

گاه از بهر پدر سوخت در آن آتش غم

گاه از بهر غم حضرت زهرا زینب

گه پریشان ز غم سوخته قلب حسن

گاه از بهر حسین عاشق شیدا حسین

گاه در کربوبلا یار و مددکار حسین

پیرو فاطمه صدیقه صغری زینب

بهر دیدار حسین آمده از خیمه برون

دید غلطیده به خون سید والا زینب

دست بر سینه سر نعش برادر می گفت

چشم بگشای ببین مونس غم ها زینب

یا حسین بی تو چه سازد دل غمدیده من

چه کند بی تو در این مرحله آیا زینب

اندرین دشت بلا دادرسی نیست مرا

با یتیمان چه کند در دل شبها زینب

        بی تو ای آیت حق خواهر نالان چه کند

در ره کوفه و با لشگر اعدا زینب

چشم بگشای و ببین این حرم سرگردان

چه کند با دل غمدیده زنها زینب

ای به قربان تو این خواهر سرگردانت

خم شد از محنت تو قامت رعنا زینب

ای به قربان لب سوخته از سوز عطش

نگران رفت حسین از لب دریا زینب

سرنهاده است عرب زاده به درگاه تو ای شاه شهید

دست او گیر به حق شه بطحا زینب

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388   ساعت 19:34   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا شاه ولایت یا علی ادرکنا(ولی مطلق)  

 

ای آنکه توئی ولی مطلق

حق با تو بود توئی مع الحق

ای نام تو زینت سماوات

وی منبع کاشف و کرامات

ای نام تو از خدای مطلق

نام تو علی وصی بر حق

ای داده شرف خدای منان

ای محرم راز مستمندان

ای عبد مطیع حی داور

یا شاه نجف علی حیدر

احسن به تو ای امام عادل

ای یاور مستمند و خصم باطل

ای حجت حق وصی احمد(ص)

ای صاحب مسند محمد(ص)

ای آنکه تو را خدا ستوده

قبل از همه خلقت تو بوده

ای نام تو افتخار عالم

اسلام تو از همه مقدم

جز تو به که زیبد این مقامات

تائید تو کرده حق به آیات

ای یاور خیل مستمندان

وی محرم راز دردمندان

ای رهبر عالم کمالات

سیاره عالم محالات

ای بدر دجی عالم آرا

خورشید امامت تولا

ای بحر کر امام عادل

دارنده جمله فضایل

ای ناجی انبیا ز آدم

وی محرم سرهای خاتم

ای باب ائمه جان احمد

آرام دل توان احمد

ای باب نجات طور سینا

وی از تو شده نجات موسی

سر بر قدمت نهاده سید

بر درگه تو فتاده سید

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388   ساعت 10:23   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  یا شاه ولایت یا علی ادرکنا  

 

علی ای آیت عظمای خدا

علی ای صاحب اخلاص و وفا

علی ای محرم اسرار رسول

علی ای باب حسن زوج بتول

علی ای شافع بوم عرصات

علی ای باب کرم باب نجات

علی ای باب علوم نبوی

صاحب اسرار رسول عربی

قاضی حکم خدای صمدی

مجری امر خدای احدی

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***

یا علی ادرکنا

در بیت خدا شخص علی از سفر آمد

آن گوهر رخشنده چو قرص قمر آمد

شد کعبه ز نور رخ مولود منور

آن دم که به دیدار رخ او پدر آمد

آن فخر دین حامی احکام الهی

شاهنشه دین آمد و صاحب نظر آمد

طفلیکه خدا داد بر او نام علی را

لطفیت ز درگاه شه دادگر آمد

او حجت حق بعد نبی صاحب مسند

او حافظ دین باب شبیر و شبر آمد

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

 


لینک ثابت | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388   ساعت 10:22   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تولد حضرت علی علیه السلام  

در تولد حضرت علی علیه السلام

زد قدم بر عرصه گیتی علی المرتضی(ع)

جانشین بعد پیغمبر وصی مصطفی(ص)

یاور دین خدا در بیت حق آمد پدید

وه چه مولودی به دنیا آمد از لطف خدا

مفتخر شد فاطمه بنت اسد ام اسد

زاده او زادگاهش شد حریم کبریا

او ولی الله اعظم حجت پروردگار

یاور اسلام ناب و با پیمبر پا به پا

او امیرالمومنین از روز اول بود و هست

او قسیم النار و الجنه بود روز جزا

همچو هارون بود بر موسی علی بر مصطفی

او علمدار پیمبر بود در روز غزا

ساقی کوثر علی داماد پیغمبر علی

رهبر و داور علی در مسند او مرتضی

او صراط مستقیم اندر نماز عارفان

باء بسم الله علی در شان او شد هل اتی

زاهد شب زنده دار و شیر میدان ستیز

یاور دین خدا همراه کل انبیاء

در غزا چون شیر غران بود در روز مصاف

لیک تسلیم قضا بود آن امیر و مقتدا

نذر خود کرده ادا از خوف روز واپسین

می دهد افطار خود را بر رسولان خدا

می دهد ترجیح نفس دیگران بر نفس خویش

لحظه ای نبود اسیر نفس خود شیر خدا

خاطر آسوده او را کس در این دنیا ندید

گه گرفتار غزها گه اسیر اشقیا

بت پرستان زمان او ورا نشناختند

آتش اندر درگه او زد خدانشناسها

بازوان حیدر کرار از ظلم عدو

بسته شد در پیش پای خیره سر خناسها

سینه پر کینه انها پر از بغض علی

هر زمان آشوب می کردند از وسواسها

پیروی کردند از دستور ابلیس لعین

تا ابد یاران شیطان آکل ارجاسها

هر که باشد پیرو مولا علی روز جزا

روز محشر دست او گیرد علی المرتضی

تو عرب زاده بگو در مدح مولا روز و شب

در خور حد توانایی بکن حق را ادا

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

لینک ثابت | نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388   ساعت 9:24   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در مدح حضرت حجت علیه السلام  

 

جهان بدون وجود تو اعتبار ندارد

جهان شیعه به غیر از تو انتظار ندارد

ز نسل پاک علی فاطمه حسن و حسین

به جز تو دادرس شیعه یادگار ندارد

توئی که صاحب سر ولایتی جز تو

کسی به امر خدا صاحب اختیار ندارد

سریر سلطنت حق در انتظار تو جز تو

کسی لیاقت شمشیر ذوالفقار ندارد

بیا که مسند حق بر تو زیبد ای مولا

به دست هیچ کسی جز تو افتخار ندارد

به جز تو کس نتواند گره ز کار گشاید

کسی به جز تو در این امر اقتدار ندارد

به جای بسط عدالت جهالت است امروز

امان ز دست جهالت کسی فرار ندارد

تو ای امید ستمدیدگان محرومان

بیا که دلشدگان بی تو دل قرار ندارد

صفای محفل دلدادگان توئی مولا

به غیر شیعه تو را هیچ نابکار ندارد

خوشا کسیکه جمال تو را همی بیند

حقیقت است جمال تو استتار ندارد

طراوتی که گل عارض نکوی تو دارد

قسم به خال لبت هیچ گلعذار ندارد

به غربت تو عرب زاده اشک می ریزد

اگرچه لایق تو چشم اشک بار ندارد

18/5/1377

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***

 


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388   ساعت 10:19   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در مدح حضرت حجت علیه السلام  

 

جهان بدون وجود تو اعتبار ندارد

جهان شیعه به غیر از تو انتظار ندارد

ز نسل پاک علی فاطمه حسن و حسین

به جز تو دادرس شیعه یادگار ندارد

توئی که صاحب سر ولایتی جز تو

کسی به امر خدا صاحب اختیار ندارد

سریر سلطنت حق در انتظار تو جز تو

کسی لیاقت شمشیر ذوالفقار ندارد

بیا که مسند حق بر تو زیبد ای مولا

به دست هیچ کسی جز تو افتخار ندارد

به جز تو کس نتواند گره ز کار گشاید

کسی به جز تو در این امر اقتدار ندارد

به جای بسط عدالت جهالت است امروز

امان ز دست جهالت کسی فرار ندارد

تو ای امید ستمدیدگان محرومان

بیا که دلشدگان بی تو دل قرار ندارد

صفای محفل دلدادگان توئی مولا

به غیر شیعه تو را هیچ نابکار ندارد

خوشا کسیکه جمال تو را همی بیند

حقیقت است جمال تو استتار ندارد

طراوتی که گل عارض نکوی تو دارد

قسم به خال لبت هیچ گلعذار ندارد

به غربت تو عرب زاده اشک می ریزد

اگرچه لایق تو چشم اشک بار ندارد

18/5/1377

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***

 


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388   ساعت 10:17   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تمجید حضرت علی علیه السلام  

 

میر میدان شجاعت مرتضی

نقطه اصل ولایت مرتضی

آن ولی کردگار لایزال

محرم سر ولایت مرتضی

آن مدیر مکتب عرفان حق

عالم علم امامت مرتضی

بحر مواج است از لطف خدا

از علوم بی نهایت مرتضی

دسترس بر قله علم علی

کس ندارد در نهایت مرتضی

آبشار علم او چون چشمه ای

ریزد از نطق فصاحت مرتضی

قاصم الکفر و مرغم الفجره

از خدا دارد حمایت مرتضی

در رضای او رضا شد بر قضا

آفرین بر این اطاعت مرتضی

هیچ پروازی ندارد قدرتی

جز علی دارد لیاقت مرتضی

در شب هجرت به جای آن سفیر

می نماید استقامت مرتضی

آیه من یشری از معبود خود

گیرد از صدق و صداقت مرتضی

بهر مسکین و یتیم و هم اسیر

می کند لطف و کرامت مرتضی

می دهد افطار و خود در حب او

عاشق بذل و عنایت مرتضی

هل اتی در شان مولا شد نزول

آفرین بر این سماحت مرتضی

آیه ها از صد فزون در شان او

خود سر اپا هست آیت مرتضی

در میادین همچو کوهی استوار

می رود با استقامت مرتضی

یاور مستضعفان و هم ابو الایتام بود

از مریضان در دل شب ها عیادت مرتضی

او امیرالمومنین بود از خدای لا شریک

وارث علم سرافراز رسالت مرتضی

او وصی حضرت ختم رسولان بود وبس

قاضی بعد پیمبر با عدالت مرتضی

قائد غرالمحجل بود او یعسوب دین

قائد اهل یقین است و دیانت مرتضی

عارف علم الیقین عین الیقین حق الیقین

عاشق اصل امانت مرتضی

حب او جنت بود چون قاسم جنت علی است

با کسی در دل ندارد چون عداوت مرتضی

گفته پیغمبر خوشا بر حال یاران علی

روز محشر می کند زانها شفاعت مرتضی

عرض حاجت کن عرب زاده به مولا هر زمان

دست تو گیرد به فردای قیامت مرتضی

یا علی دست عرب زاده بگیر از راه لطف

ای امیریکه تو را زیبد کرامت مرتضی

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388   ساعت 9:53   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در صبر و شکیبایی حضرت زینب سلام اله علیها  

 

زینبین صبرین گوروب جنتده طاها آغلادی

بوالبشر ناله ایدوب بو صبره حوا آغلادی

خلدیدن گلدی آناسی فاطمه باشدا  قرا

چولری ویلان گزوب غمدیده زهرا آغلادی

اود وروب روبه صفتلر خیمه نی یاندیردیلار

خیمه لر یاندی ولی بیر عده اعدا آغلادی

اهل بیت عترت طاها داغیلدی چولره

خورداجا قزلار اودا ایچیره قالدی یکجا آغلادی

سید سجاد قالدی اود ایچنده یا حسین

شیر دل زینب اوزون ایتدی مهیا آغلادی

آلدی آغوشه امامی دختر شیر خدا

نایب زهرا ایدوب او چولده غوغا آغلادی

پرچم نهضت اله آلدی دردانه سی

باطنا ایتدی کمک لیک حی داور زینبه

منطق شیوائیله بوکدی یزیدین قدینی

کیمده وار جرئت بو ساعتده برابر زینبه

نطق گوهر باریله رسوا ایدیب رسوالری

آفرین صد آفرین زهرایه بنذر زینبه

چوخ جسارتله دانشدی مرتضادن یادگار

آفرین احسن دیدی چوخ اشقیالر زینبه

ای یزید ای بی حیا جرثومه بی عاطفه

ایسترن طعنه ویران سن بی برادر زینبه

قارداشیم الله یولوندا جمله انصارین ویروب

بو شهادت افتخار اولدی مظفر زینبه

چوخدا مغرور اولما گر چه آلادوب دنیاسی

طعنه لی سوزلر دانشما چوخ مکرر زینبه

من علیدن یادگارم سنمیوبدی سینمارام

اورگدیب درس شهامت بلکه حیدر زینبه

من دیمم ویرما حسینون باشینی عجز ایتمرم

هر قدر ویرسن شکنجه سن ستمگر زینبه

زینبم بیر آهیله سالام سنی بنیادیدن

لطف ایدوب خلاق یکتا آه دیگر زینبه

ای یزید ای بی حیا من قارداشیمدان دونمرم

ویرسه لر دنیا و مافیها سراسر زینبه

من اسیر راس شاه تشنه کامم گورموسن

هی باخیر طشت طلاده قانلی گوزلر زینبه

افتخار ایتمه یالان دنیایه تخت تاجیوه

نه جوابین واردی سویله روز محشر زینبه

نور چشم مصطفایم یادگار مرتضی

جدیم احمد دور آتا فتاح خیبر زینبه

بو باشین چوخدور مقامی حق یانندا نانجیب

عزت دنیا و عقبادور بو دلبر زینبه

گوزلرین دوتموش جهالت پرده سی کوراولموسان

نخوتیله چوخ باخورسان صاحب سر زینبه

بیرنچه گوندور سنه دوران ویروب رب جلیل

تختوی ایلر فنا ساتما تکبر زینبه

گیت عرب زاده خانم زینبدن آل حاجاتیوی

مفتخردی هر ایکی دنیاده نوکر زینبه

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388   ساعت 9:16   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  به مناسبت15خرداد و کشتار طلبه ها در قم به دستور محمد رضا پهلوی  

 

فلک از گردش تو  اهل جهان ناشاد است

آنچه از ظلم تو بر عرش رود فریاد است

گاه از دوری مجنون دل لیلا پر خون

گاه در کوه بلا سوخته دل فرهاد است

بهره مند از تو هزاران دل غافل خرسند

گاه قارون و گهی قیصر و گه شداد است

گر جهان گذران را نگری می بینی

نیک و بد هر دو در این دیر فنا بر باد است

آهوی دشت ختن گر به چرا مشغول است

غافل از آنکه کمین کرده او صیاد است

تیغ زرین به کمر تاج به سر شاهنشاه

غفلتی داشت که این سلطنتش بر یاد است

در چنین روز مبارک که بود یوم الله

روز تاریخی ما پانزده خرداد است

روز فرمان یورش بر حرم معصومه

فیضیه قتلگه از امر شه جلاد است

وارثان نبوی غرقه به خون از ستمش

لعنت حق به چنین مرد چه بد بنیاد است

راس پر نور شهیدان وطن گشته جدا

این جنایت به ابد ثبت شده اسناد است

شاد باد آنکه ابد زنده بود نام و رهش

روح پاک شهدا در دو جهان آزاد است

دشمن دین همه بر باد فنا رفته ولی

دین حق ثابت و سرپا به مثل شمشاد است

پیر ما گفت بود روز مبارک امروز

روز تجدید مودت بود و میعاد است

یوم اکلمت لکم دینکم است این ایام

مسلمین را فرح و روز غم الحاد است

حرف حق گفتن و هم راه خدا پیمودن

بر دل دشمن دین نیشتر فصاد است

روز عید است عرب زاده تو خاطر خوش دار

بهر ارشاد بگو چونکه قلم آزاد است

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388   ساعت 7:0   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در سالگرد حضرت امام خمینی(ره)  

 

عبد صالح ای غریق رحمت دریای حق

روح پاک ایزدی ای آیت عظمای حق

چون خلیل الله در آتش بهر قرآن سوختی

پیروی از مکتب قرآن به ما آموختی

تو دهان یاوه گویان جهان را دوختی

تو رسیدی بر مقام عالی حق الیقین

آن بت جاندار  را بشکستی ای مرد خدا

هم فرو انداختی از مسند باطل ورا

تو برون کردی زمیهن اهل تزویر و ریا

کوفتی با مشت محکم بر یسار و بر یمین

تو مرام سرور آزادگان را داشتی

پرچم نصر من الله بر سما افراشتی

هم نهال دین جدت را دوباره کاشتی

با دماء نوجوانان وطن شد بی قرین

کلمه هیهات من الذله چون جدت حسین

بر جهان اعلام کردی ای ولی مومنین

تا شنیدند این شهیدان از تو هل من ناصرین

جملگی بر خاسته دیدند با عین الیقین

پیروی از امر حق بر دشمن دین تاختند

جبهه های حق علیه ظلم را پرداختند

شعله آتش به جان دشمنان انداختند

کلمه الله اکبر بر زبان این مخلصین

خاک میهن را گرفتند از ید غارتگران

عاقبت بر خاک ذلت سر نهاده دشمنان

دربدر گشتند از میهن همه اهریمنان

سرنگون بادا همیشه دشمن ایران زمین

ای امام ای تربت پاکت مزار عارفان

گردد خاک پای تو کحل العیون عاشقان

پیروی کردن ز تو شو ید گناه اهل دل

دوخته بر روی زیبایت نگاه اهل دل

بهر دیدار مزارت دیده گریان آمدیم

دردمندیم و به درگاهت پریشان آمدیم

حاجت ما را بده ما دردمندان آمدیم

نور ایمان بحر عرفان وارث ماء معین

روی بر خاک درت بنهاده ام خار ذلیل

بنده گم کرده راهم تو مرا هستی دلیل

زاده زهرا توئی نسل براهیم خلیل

در عزای تو عرب زاده نشسته دل غمین

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***

در سوگواری حضرت امام خمینی(ره)

ای امام ای قلبی پاکی قان اولان اشرار الیندن

میل ایدن زهر جفانی دشمن بدکار الیندن

نهضتین نشر ایلدی دنیایه دین مصطفانی

مصطفانی دین یولوندا ایلدن ایثار الیندن

هر بلایه دینه خاطر صبر ایدیب اولدون مقاوم

برگ ماموریت آلدین حضرت دادار الیندن

سنده اجدادین کیمی اولدون وطن آواره سی

چوخ مصیبتلر چکوبسن دشمن خونخوار الیندن

هیچ گتور مزدین دیله رنج و مصیبت سوزلریندن

هر قدر گوردون جهاندا دشمنین آزار الیندن

اول دنیادن اهل حق ایله مظلوم اولوبلار

تنگه گلدی چوخ اورکلر ظالم جبار الیندن

مرتضی تک حقیوی غضب ایتدیلر دیلنمدین

عاقبت آلدین نتجه حیدر کرار الیندن

اودوروب یاندیردیلار جدین پیمبر درگهین

نالیه گلدی آنان زهرا درو دیوار الیندن

محسنی سقط اولدی یارب یاره لندی سینه سی

الامان دشمن جفاسیندن امان مسمار الیندن

پارچالاندی سینه سی دوشدی یره بی تاب اولوب

سسلنوب یا فضه گل قورتار منی اشرار الیندن

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388   ساعت 15:36   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در رحلت حضرت امام خمینی(ره)  

 

پرگشود آن طایر قدسی به فردوس برین

گشت مهمان خدا روح خدا پیر خمین

باده قالو بلی سر کشید آن مقتدا

شد موفق بر سلام  فادخلوها خالدین

عارج نیکو سیر بر قله ایمان رسید

پشت پا زد بر جهان آن یاور مستضعفین

ذلت دنیا کشید و عزت عقبا گرفت

بعد از اجدادش ندیده خلق اینچنین

کلمه هیهات منا الذله را آغاز کرد

پرچم قاف قدم گردید او را جایگاه

بهر یاری دست حق آمد برون از آستین

دست حاجت هر که زد بر دامن روح خدا

حاجت خود را گرفت از پیشوای راستین

هرکه باشد مبغض و مغرض به روح پاک او

او یقین هست از گروه قاسطین و مارقین

دامن او را عرب زاده بگیر از صدق دل

حاجت خود را بگیر از روح پاکش با یقین

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

***

در رحلت حضرت امام خمینی(ره)

افسوس ای دریغ که فصل بهار رفت

برگ خزان رسیده ز گلشن کنار رفت

آن عندلیب گلشن توحید پر گشود

پرواز کرد به محضر پروردگار رفت

استاد عارفان جهان قائد عظیم

بگذشت از فنا و به دارالقرار رفت

آن پیشوا و مرجع تقلید شیعیان

رفت از میان ما ز دل ما قرار رفت

آن ناخدای کشتی دین خدا چه شد

ما را نشاند در غم خود داغدار رفت

آن صورت چو ماه در خشنده ای دریغ

اندر محاق تربت پاک مزار رفت

اندر محاق تربت پاک مزار رفت

دریا دلی ز معرکه دهر دون پسند

با خون دل خمیده قد از این دیار رفت

یک باره از مصاحبت دوستان برید

دلداده عاشقانه به دیدار یار رفت

عمری در این فنا به سر آورد روز و شب

در موج غم فرو شده دل داغدار رفت

با کاروان سیر الی الله روانه شد

با قلب پر زغصه و چشم انتظار رفت

بی وقفه در تلاش برای نجات دین

جان را نمود در ره جانان نثار رفت

چون شمع در مصیبت مولای خود حسین

آتش گرفت سوخت ولی پایدار رفت

رفت از میان امت خود میر کاروان

گویند حیف شد که ز گلشن هزار رفت

اشگ بصر ز دیده بر رخسار صبح و شام

با غصه ها شکسته دل و اشکبار رفت

پیوست روح پاک خمینی به اولیا

با اولیای خویش شده همجوار رفت

در سوگ او نشسته عرب زاده دل غمین

گریان زهجر او همه لیل و نهار رفت

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

لینک ثابت | نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388   ساعت 10:26   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  حضرت فاطمه علیه السلام  

بلند آوازه بانوی دو عالم حضرت زهرا

فهیمه عالمه مرضیه و صدیقه کبری

سرور سینه احمد صفای قلب پیغمبر

فروزان اختر برج نبوت شافع عقبا

به روز بیستم ماه جمادی آن بهین بانو

به دنیا آمد از مادر خدیجه سرور زنها

قدم بر عرصه گیتی نهاد و شد جهان روشن

ز نور روی بانوی دو عالم بضعه طاها

خدا فرموده یا احمد تو را کوثر عطا کردم

چه کوثر تا ابد جوشان چه کوثر تا ابد برجا

بتول اطهر افضل تر ز کوثر کوثر و تسنیم

روان تر ز آب کوثر بر همه دشت و بیابانها

ز نسل حضرت زهرا ز نور پاک پیغمبر

همه عالم منور از فروغ شاه او ادنی

بلی اولاد زهرا چون ستاره در جهان روشن

به رغم انف خصم ناتوان تا آخر دنیا

چه در حال حیاه و یا مماه اولاد پیغمبر

سرور اهل ایمانند و محبوب همه دلها

ز روی لطف اگر فرزند زهرا مهدی موعود

نظر بر حال این ملت نماید زاده زهرا

اگر روزی برآید محفل ما را کند روشن

رد بر آرزو دل ها بود حلال مشکل ها

بیا ای زاده زهرا بیا ای محرم دل ها

بجان پهلوی بشکسته مادر بیا مولا

به زخم سینه مدر که بشکسته به ضرب در

بیا بر حال مال بنگر بیا ای حجت یکتا

بیا مرحم به زخم سینه آل علی بگذار

شفا یابد ز دست تو دل مجروح انسان ها

بیا از کربلا تا شام بنگر ناله زینب

بیا بر گوشه ویرانه در جمع پریشانها

یتیمان حسین بشکسته پر در گوشه ویران

همه در انتظار مقدم تو ای گل طاها

همه در پیش چشمان تو در ایام عاشورا

به روی خاک پیکرها به نوک نیزه ها سرها

بیا بنگر به خیام حسین آتش زده دشمن

یتیمان حسین افتاد بی کس در بیابان ها

بیا شام غریبان بین که زینب زار می گرید

نه یار و یاوری دارد نشسته یکه و تنها

عرب زاده ثنا گوید ز گلشن عطر تو بوید

غبار غم ز دل شوید بیا ای رهبر دنیا

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني

 


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388   ساعت 11:18   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تمجید حضرت فاطمه علیه السلام  

درُ دریای قل کفی زهرا

ثمرباغ مصطفی زهرا

زینت سینه رسول خدا

زیور عرش کبریا زهرا

آن سرافراز عالم هستی

فاطمه خیره النساء زهرا

کعبه از نور روی او روشن

مفتخر مشعر منا زهرا

شاد شد از قدوم او زمزم

معنی مروه و صفا زهرا

خلقتت گر نبود در عالم

نبُدی کل ما سوی زهرا

تو از نور خدای لم یزلی

بُود نور تو در خفا زهرا

عالم از نور تو بُود روشن

روشن از نور تو سما زهرا

گوهر شب چراغ بیت علی

نور پرداز نُه سما زهرا

مام سبطین زینب و کلثوم

همسر شاه لافتی زهرا

دیده بگشود در چنین روزی

به جهان کفُو مرتضی زهرا

ملک اندر مقام تو حیران

مدح تو می کند خدا زهرا

آن همه افتخار در ملکوت

داشتی صبح و هر مساء زهرا

بعد فوت پدر ز امر جلیل

پیک حق بود آشنا زهرا

جبرئیل امین می آمد

بهر دیدار بارها زهرا

لیک قدر تو را ندانستند

عده ای شخص بی وفا زهرا

آتش اندر حریم خانه زدند

دشمنان تو از جفا زهرا

درگهت سوخت سینه ات بشکافت

از ستمهای فرقه اعدا

بین دیوار و در در آن اثنا

محسنت سقط گشت یا زهرا

کس نداست غصه دل تو

جز علی شاه لافتی زهرا

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388   ساعت 22:26   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
  در تمجید حضرت فاطمه علیه السلام  

 

هرگز خزان به گلشن طاها نمی رسد

بر گلستان حضرت زهرا نمی رسد

اَر خود خزان به منزله سیل تیره گون

جاری شود به پهنه دریا نمی رسد

آل عبا چو پهنه دریاست فی المثل

سیل بلا چو قطره به هرجا نمی رسد

آری گل همیشه بهار است فاطمه

باد بلا به شاخه طوبی نمی رسد

یعنی بهشت جای کدر نیست دوستان

افکار ما به شرح معما نمی رسد

نور جمال فاطمه تابیده در جهان

نوری است بر بصیرت اعدا نمی رسد

دلهای دوستان شده از نور ممتلی

این نور پاک بر همه دل ها نمی رسد

این تاج افتخار خدیجه به سر نهاد

تاجیست پر بها به زلیخا نمی رسد

در شان او بس است که فرموده مصطفی

کس بر مقام ام ابیها نمی رسد

ای فاطمه تو همسر شاه ولایتی

جز او به همسری تو همتا نمی رسد

تو اسوه ای تو عالمه ای بر زنان دهر

هر کس به قرب خالق یکتا نمی رسد

ای شاه دخت ختم رسل کن عنایتی

جز تو کسی به درد دل ما نمی رسد

هرگز نمی رود ز درت عبد شرمسار

تا نامه اش به دست تو امضا نمی رسد

سر بر نهاده است عرب زاده بر درت

این افتخار بر همه حتی نمی رسد

شاعر: سيد  فياض عرب زاده زنجاني


لینک ثابت | نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388   ساعت 8:22   | توسط:   مجيد | مطالب مرتبط

   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات مجاز می باشد!